زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
 

سبر و تقسیم





ـــ سَبر و تقسیم که از آن در اصول فقه، در مباحث حجت سخن گفته‌اند، اسم یک برهانی است و برهان راهى براى به دست‌آوردن علت حکم می باشد.

ـــ سبر و تقسیم به گردآوری صفاتِ متعلق حکم به منظور دست یابی به علت حکم اطلاق می‌شود.


۱ - معنای سَبر و تقسیم در لغت



سبر به معناى آزمودن است و تقسیم به معناى جمع کردن و شمردن همه آنچه که احتمال مى‌رود علت باشند.

۲ - تعریف برهان سَبر و تقسیم



ـــ برهان سبر و تقسیم عبارت است از آن که فقیه تمامى آنچه که امکان علت بودن آنها مى‌رود را جمع کند و پس از بررسى یکایک آنها و اثبات علت نبودن هر یک با دلیل، در نهایت به علت حقیقی حکم پى‌برد.

ـــ سبر و تقسیم، از مسالک علت راه‌های شناخت علت در قیاس است. سبر در لغت، به معنای بررسی، و تقسیم به معنای جزء جزء کردن، فرق گذاشتن و جدا کردن است. سبر و تقسیم در اصطلاح، به معنای گردآوری صفاتی است که علت بودن آنها احتمال داده می‌شود و سپس ارزیابی کردن تک تک آنها و باطل نمودن و حذف کردن اوصافی که شایستگی علیت را ندارد و در نتیجه، تشخیص دادن و تعیین اوصافی که برای علت بودن صلاحیت دارد.

۲.۱ - مثال برای برهان سَبر و تقسیم


به عنوان مثال، علت حرمتربا در گندم ممکن است طعم یا غذاى مورد نیاز عموم و یا پیمانه‌اى بودن آن باشد. دو تاى نخست به دلیل، باطل است بنابر این، علت، پیمانه‌اى بودن آن خواهد بود.

۳ - سبر و تقسیم طریق کشف علت



در مواردی که علت حکم اصل در قیاس از طریق نص و یا اجماع بیان نشده است و مجتهد در صدد استنباط آن برمی آید، یکی از طرق کشف علت، سبر و تقسیم است. در این طریق، مجتهد ابتدا به عملیات تقسیم می‌پردازد؛ یعنی همه اوصاف اصل را در نظر می‌گیرد، سپس اوصافی را که در نظر او شایستگی علت بودن برای حکم اصل دارد، جدا نموده و یکی از آنها را به طور نامعین علت فرض کرده و سپس برای تعیین آن به عملیات سبر می‌پردازد؛ یعنی بعد از جمع آوری اوصاف صلاحیت دار، به بررسی تک تک آنها می‌پردازد و آن اوصافی را که نسبت به عدم صلاحیت آنها دلیل وجود دارد باطل ساخته و حذف می‌نماید و این کار را آن قدر ادامه می‌دهد تا به وصفی که در نظر او علت حکم به حساب می‌آید دست یابد؛ برای مثال، « شافعی » درباره ولایت اجباری پدر در ازدواج باکره صغیره گفته است: علت، یا بکارت یا عدم بلوغ و یا غیر از این دو است و چون اجماع وجود دارد که غیر از این دو صفت علت نیست، غیر آنها کنار گذاشته می‌شود و چون عدم بلوغ نیز نمی‌تواند علت باشد چون نسبت به ثیّب (بیوه) صغیر ولایت اجباری پدر وجود ندارد معلوم می‌شود علت اصلی «بکارت» است.

۴ - شرایط استنباط علت از راه سبر و تقسیم



برای استنباط علت از راه سبر و تقسیم شرایطی قرار داده شده که عبارت است از:
۱. بررسی و تحقیق کامل در دلیل و مدلول اصل؛
۲. برگزیدن همه اوصافی که احتمال داده می‌شود علت حکم برای اصل باشد؛
۳. سنجیدن هر یک از اوصاف برای تعیین این که کدام یک شایستگی علیت را دارد.
[۱] منابع اجتهاد (از دیدگاه مذاهب اسلامی)، جناتی، محمد ابراهیم، ص۳۰۳.


۵ - حجیت سبر و تقسیم



درباره حجیت و اعتبار کشف علت از طریق سبر و تقسیم میان اصولی‌ها اختلاف است؛ اصولیون امامی بر این عقیده‌اند که اگر از طریق سبر و تقسیم به علت حکم یقین پیدا شود، حجت است و در غیر این صورت، حجت نیست. بسیاری از اصولیون اهل سنت همانند « علامه سیف الدین »، « غزالی » معتقدند که کشف علت از طریق سبر و تقسیم حجت است.
[۲] منابع اجتهاد (از دیدگاه مذاهب اسلامی)، جناتی، محمد ابراهیم، ص۳۰۳.
[۳] اصول الفقه، زهیرالمالکی، محمد ابوالنور، ج۴، ص۱۰۹.
[۴] اصول الفقه، زهیرالمالکی، محمد ابوالنور، ج۴، ص۱۱۰.
[۶] قوانین الاصول، میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن، ج۲، ص۸۶.
[۷] اصول الفقه الاسلامی، زحیلی، وهبه، ج۱، ص۶۷۱.
[۹] دانش‌نامه حقوقی، جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ج۲، ص۴۸۸.


۶ - استدلال بر عدم حجیت برهان سَبر و تقسیم




۶.۱ - مقدمه استدلال


قیاس نزد فقهاى امامی باطل است؛ لیکن چنانچه علت تامه بودنِ علت مشترک (جامع‌) -که در اصل و فرع وجود دارد- براى ثبوت حکم در اصل (مقیس علیه) و نیز وجود این علت با خصوصیاتش در فرع (مقیس) قطعى باشد، به ثبوت حکم اصل براى فرع یقین حاصل مى‌شود؛ لیکن مهم دست یافتن به علت واقعى است.

۶.۲ - سخن برخی اصولیان عامه


برخى اصولیان عامه، برهان سبر و تقسیم را راهى براى به دست آوردن علت حکم ذکر کرده‌اند.

۶.۳ - اصل استدلال


شرط برهان حقیقى بودن سبر و تقسیم این است که حصر آنچه احتمال علت بودن آن مى‌رود، عقلی باشد؛ در حالى که احتمالات ذکر شده در برهان سبر و تقسیم به عنوان علت حکم شرعی، مبتنى بر حدس قیاس کننده است نه حصر عقلى؛ چه اینکه عقل احتمالات دیگر را منتفى نمى‌داند. بنابر این، نهایت نتیجه حاصل با برهان سبر و تقسیم ظن به علت حکم است که نه تنها دلیلى بر حجیت آن وجود ندارد، بلکه دلیل بر عدم حجیت آن موجود است.

۷ - پانویس


 
۱. منابع اجتهاد (از دیدگاه مذاهب اسلامی)، جناتی، محمد ابراهیم، ص۳۰۳.
۲. منابع اجتهاد (از دیدگاه مذاهب اسلامی)، جناتی، محمد ابراهیم، ص۳۰۳.
۳. اصول الفقه، زهیرالمالکی، محمد ابوالنور، ج۴، ص۱۰۹.
۴. اصول الفقه، زهیرالمالکی، محمد ابوالنور، ج۴، ص۱۱۰.
۵. المحصول فی علم اصول الفقه، فخر رازی، محمد بن عمر، ج۳، ص۱۲۹.    
۶. قوانین الاصول، میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن، ج۲، ص۸۶.
۷. اصول الفقه الاسلامی، زحیلی، وهبه، ج۱، ص۶۷۱.
۸. الاحکام فی اصول الاحکام، آمدی، علی بن محمد، ج۲، ص۲۳۶.    
۹. دانش‌نامه حقوقی، جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ج۲، ص۴۸۸.
۱۰. العامة للفقه المقارن، حکیم، سید محمدتقی، ص۳۱۸-۳۱۹.    
۱۱. أصول الفقه، مظفر، محمدرضا، ج۲، ص۱۶۷-۱۶۸.    


۸ - منبع



فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص ۴۸۸، برگرفته از مقاله «سبر و تقسیم».    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، جمعی از پژوهشگران زیر نظر سید محمود شاهرودی،ج۴، ص۳۷۲-۳۷۳.    


رده‌های این صفحه : اصول فقه | مباحث حجت




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.